تبليغاتX
ذهن خسته - پنج سال و هفت ماه گذشت...
 
   
     
 
 
 

سلام"

پنج سال و هفت ماه گذشت ..

از آن زمان كه رفتي مدتي ميگذرد ولي هنوز هنوز ياد چشم هايت شب ها در دلم غوغايي به پا مي كندهيچ وقت نمي توانم نگاهت را فراموش كنم و حرف هايي كه در آن روز تابستانی زير نور خورشید براي آخرين بار شنیدم ؛ چقدر آدم ها راحت همديگر را فراموش مي كنند ولي نمي دانم چه كسي ياد تو را از دلم خواهد شست . مدت هاست كه شب و روز ندارم ؛ دنيا برايم فقط رنگ سياهي پيدا كرده و فقط شب روز مي كنم تا دوباره وقت خواب به چشمانت شب بخير گويم .نمي دانم چرا رفتي ، چرا از اول آمدي ؟ چرا سوزاندي و چرا در آن شب ان دوست خاكسترم را به باد داد ؟ سنگدل بودن اين قدر راحت است ؟! حتي خبري هم نگرفتي؟

نگفتي كسي كه من وارد زندگيش شدم ، من عاشقش كردم ، حال چه خاكي را بر سر مي ريزد حتي نگاه نكردي كه از دوري تو چگونه موهايش دونه دونه سفيد شد.چگونه همه اون لبخند ها تبديل به اشك هايي شد كه در باد و باران به قاصدكي سپردم تا پيش تو بيايد و حال ِ دل ِ تنگم را براي تو بازگو كند. هيچ وقت نتونستم باور كنم كه دستان تو در دستان فردي ديگر است. يادت هست گفتي که هر کاری که دیگران انجام میدهند مجبور نیستی انجام دهی ولی خود ان هارا خیلی وقت است انجام میدهی؛ ديدي كه چه راحت مرا تنها گذاشتي و فقط برايم يك دل مرده و يك پيري زودرس به يادگار گذاشتي.اميدوارم كه خدايت ببخشايدت !

وجدان و غيرت گوهر گم شده اي ميان دست هاي آدم ها شده است. اي كاش كمي هم به دنبال به دست آوردن گم شده ها مي رفتيم. اي كاش رسم وفا را از بي وفايي روزگار مي آموختيم ؛ اي كاش كمي هم عاشق بوديم.اي كاش كمي لبخند هايمان منحصر به ارزش و مقام انسان ها نبود . اي كاش آدم ها را به خوشي هاي روزگار نمي فروختيم .

نمي دانم كدامين ارزش و كدامين مقام چشمان تو را فريفت كه قلب عاشقم را به باد و باران سپردي.به كدامين گناه زندگي ام را تباه كردي....

هنوز اون صدای دلنشینت تو گوشمه وقتی که گفتی هرگز با تو کاری ندارم لعنت به عشق ...

لعنت به دوست داشتن... نفرین به تو نفرین به من ..نفرین به من بخاطر اینکه هیچ وقت باورم نشد که قلب تو برای کس دیگری میتپد هیچ وقت باورم نشد رقیبان خنجر بی وفایی عشق تو را را بر دلم خواهند کوبید چه ساده گذشتی و چه ساده دل عاشقم را به خوشی های روزگار فروختی.. باورم نمیشود دستان تو در دستان فرد دیگری ست و قلب تو برای کس دیگه ای میتپد...چه زود خودت را باختی چه زود مرا سوزاندی ای کاش خدا بخواهد و عاشق شوی و بدانی کسی که کسی که پنج سال با رویای تو می زیست دیگر دوست ندارد تو را تماشا کند چون از چشمان هوس باز تو بیزار است

فرقی نداره وقتی ندانی و نمی بینی ولی موقعی تمام غصه ها زیاد میشه که میدانی و میبنی ولی هیچ کاری نمیتوانی انجام دهی ... سکوتم نشانه رضایتم نبود سکوتم نشانه نادانی هم نبود اگر گله ای نکردم اگر چیزی نگفتم به خاطر این که دلم اهل شکایت نبوده ونیست ...

چه راحت گذشتی حتی سراغی هم نگرفتی که چگونه روزگارم را باید بدون تو بگذارنم ؟

ایا میدانی که عاشق کشی بزرگترین گناه است؟ میدانی؟

 
 
   |    نوشته شده توسط pسابق(بابک یاوه گوی )
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: طراحي و پياده سازي قالب وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور